کرین برینتن-کالبد شکافی چهار انقلاب
پ.ن۱)"تاریخ کابوسی است که می کوشیم از آن بیدار شویم"
پ.ن۲)تحمل زندگی گاها خیلی سخت می شود.
پ.ن ۱)زندگی ذاتا تراژیک است.
پ.ن۲)تصور هماهنگی کامل بین ارزش ها،چه در شکل آسمانی و چه در شکل سکولار،یکی از محورهای اصلی بسیاری از تفکرات استبدادی است.
نزدیک تر بیا
فقط به خط بریل
می توانم که تو را بخوانم
نزدیک تر بیا
معنی زندگی را بدانم.
زیر بارش خون
از من دور می شود
من
فریاد می کشم
((صدای خرد شدن استخوان هایم را می شنوی؟))
زن دورتر
چون نقطه ای سیاه
از من دور می شود
جنگ؟
و پرواز کرکس ها در آسمان کشوری که بوی مرگ می دهد
این روزها مرتب این شعر برشت را زمزمه می کنم
((آن که می خندد
هنوز خبر هولناک را نشنیده است))
آن روز ها هنوز
نمرده بودم
که زنی
از خیابان پاییزی گذشت
با زنبیلی پر از جمجمه
و خنده هایی
کز بلند گوهای شهر...
من
جهنم
نشست در چشمانم
و زن
در جایی میان جمجمه و خنده
هم آغوش قبر من شد
ستاره ای در سیاهی چشمت چشمک می زند
و من
مست از نمی دانم چیزی
در جایی که نمی دانم کجا
گم می شوم
|
چه خلسه ی بی نهایتیست پرواز
پرواز تا خورشیدی که ران هایت را ستون کرده و چه آبیست رقص دست مست من هنگامی که سن سینه ی توست
آی ای مسیحا نفس اسفندیار چشم تنهایی رهایی نیست تنها وقتی رهایم که اسیر آغوش تو ام
آی ای پاشیدن آفتاب بر دریای هزار آینه هستی من آمیزش غروب با دریاست وه چه زیباست هم آغوشی غروب و آفتاب و دریا و اینه |